متن آهنگ از حبیب

پخش موزیک در سایت های معتبر

متن گلهای شادی از حبیب
متن گلهای شادی از حبیب

ببين چه کردي با حالم
ببين چه کردي با روزم
ببين صدام در تنهيي
تو آتيش مي سوزم
ببين چه کردي با حالم
ببين چه کردي با روزم
ببين صدام در تنهيي
تو آتيش مي سوزم
هديه دآدم به تو گلهي شادي
هديه کردي به من چشـم ي گريون
هديه دآدم به تو يک دل ساده
هديه کردي به من رنج فراوون
هم اکنون من موندم چشم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته
هم اکنون من موندم و چشـم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته
دل جدا از ياران کردم
در دياري دور افتاده
مثله برگي سر گردانم
دست به دسته طوفان داده
دل جدا از ياران کردم
در دياري دور افتاده
مثله برگي سر گردانم
دست به دسته طوفان داده
با خاطره ها دمسازم
با سيه ناراحتی همرازم
با خاطره ها دمسازم
با سيه همرازم
هديه دآدم به تو گلهي شادي
هديه کردي به من چشم ي گريون
هديه دآدم به تو يک دل ساده
هديه کردي به من رنج فراوون
هم اکنون من موندم و چشم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته
هم اکنون من موندم و چشم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته
دل جدا از ياران کردم
در دياري دور افتاده
مثله برگي سر گردانم
دست به دسته طوفان داده
دل جدا از ياران کردم
در دياري دور افتاده
مثله برگي سر گردانم
دست به دسته طوفان داده
با خاطره ها دمسازم
با سيه غـم همرازم
با خاطره ها دمسازم
با سيه ناراحتی همرازم
هديه دآدم به تو گلهي شادي
هديه کردي به من چشم ي گريون
هديه دآدم به تو يک دل ساده
هديه کردي به من رنج فراوون
هم اکنون من موندم و چشم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته
هم اکنون من موندم و چشم ي خسته
هم اکنون من موندم قلب شکسته

متن سه روزه رفته ای از حبیب
متن سه روزه رفته ای از حبیب

سه روزه رفته اي
سي روزه هم اکنون
زمستون رفته اي، نوروزه اکنون
تو که گفتي سر، هفته ميايم
شماره کرده اي، چند روزه اکنون
يار عزيزم
بيا در راه تو، مو گل بريزم
بيا در راه تو، مو گل بريزم
بيا جانا که تا، جانانه باشيم
يکي شمع يکي، يکي پروانه باشيم
يکي موسي شويم، اندر بيابان
يکي جاروکش، مي خونه باشيم
يار جوني، دوباره بر نمي گرده جووني
يار جوني، دوباره بر نمي گرده جووني
با تو از دوريت، حالي ندارم
ز عين شين و قاف، من بي قرارم
به ت ب گرفتارم شب و روز
به غير از ل ب، بهبود ندارم
سه روزه رفته اي سي روزه هم اکنون
زمستون رفته اي، نوروزه هم اکنون

متن قوی زیبا از حبیب
متن موزیک قوی زیبا از حبیب

شنيدم که چون قوي زيبا بميرد ، فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ فقط نشيند به موجي رود گوشه ي ، دور تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند که اين مرغ شيدا ، کجا عاشقي کرد ، آن جا بميرد
کجا عاشقي کرد ، آن جا بميرد
شب مرگ از بيم آن جا شتابد کز مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم نديدم که قويي به صحرا بميرد
نديدم که قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا بر آمد شبي در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي ، آغوش وا کن ، که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
تو درياي من بودي ، آغوش وا کن ، که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
شب مرگ از بيم آن جا شتابد ، کز مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم نديدم که قويي به صحرا بميرد
نديدم که قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا بر آمد شبي نیز در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش وا کن که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد
تو درياي من بودي آغوش وا کن ، که مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

متن شهلای من از حبیب محبیان
متن شهلای من از حبیب

سر داده در سکوتي
آواي بي نوايي
پيچد در آسمان ها
ناله ها ي جدايي
گويد به من دل من
تا کي در انتظاري
ديگر نمي آيد باز
فرياد ز بي وفايي
نمانده ناراحتی گساري
نمانده آشنايي
ماندم در اين تنهايي
ماندم در انتظارت
شهلا چه بي وفايي
شهلاي من کجايي
شهلا چه بي وفايي
شهلاي من کجايي
شهلا چه بي وفايي

متن کویر باور حبیب
متن موسیقی کویر باور از حبیب

يه درخت خشک و بي بر، ميون کوير داغ
توي ته مونده ي ذهنش، نقش پر رنگ يه باغ
شاخه ي سبز خيالش، سر به آسمون کشيد
بر دوشش، تمام پر شد ز اقاقي سپيد
شاخه ي سبز خيالش، سر به آسمون کشيد
بر و دوشش، تمام پر شد ز اقاقي سپيد
زير سايه ي خيالي کم کمک چشم اشو بست
ديد دو تا کفتر چاهي روي شاخه هاش نشست
زير سايه ي خيالي، کم یاری چشـم اشو بست
ديد دو تا کفتر چاهي، روي شاخه هاش نشست
ا اما گفت، اگه بارون باز بباره تو کوير
ديگه ولی سر رسيده، عمر اين درخت پير
دومي گفت: که قديما يآدم ه کوير نبود
جنگل و پرنده بود و، گذر زلال رود
گفتن از جا پريدن، با يه دنيا خاطره
اون درخت ولی هنوزم، تو کوير باوره
گفتن و از جا پريدن، با يه دنيا خاطره
اون درخت ولی هنوزم تو کوير باوره
ا اما گفت: اگه بارون باز بباره تو کوير
ديگه ولی سر رسيده، عمر اين درخت پير
دومي گفت: که قديما يآدم ه کوير نبود
جنگل پرنده بود و، گذر زلال رود
گفتن از جا پريدن با يه دنيا خاطره
اون درخت ولی هنوزم تو کوير باوره
گفتن از جا پريدن با يه دنيا خاطره
اون درخت ولی هنوزم تو کوير باوره
يه درخت خشک بي برگ ميون کوير داغ
توي ته مونده ي ذهنش نقش پررنگ يه باغ
شاخه ي سبز خيالش سر به آسمون کشيد
برودوشش تمام پر شد ز اقاقي سپيد
شاخه ي سبز خيالش سر به آسمون کشيد
برودوشش تمام پر شد ز اقاقي سپيد
زير سايه ي خيالي کم یاری چشم اشو بست
ديد دو تا کفتر چاهي روي شاخه هاش نشست
زير سايه ي خيالي کم یاری چشـم اشو بست
ديد دو تا کفتر چاهي روي شاخه هاش نشست
يه درخت خشک و بي برگ ميون کوير داغ




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *